بودوی کلاسیک

در پایان عصر ((ایدو)) و زوال فرهنگ فئودالیزم در برابر تجدد دنیای مدرن و جایگزینی ارتش و نیروهای مسلح و تغییر ساختار اجتماعی ، ارباب و رعیتی ، و برقراری نظام دولتی و بوروکراسی و قانونمند شدن جامعه ، سیر فرهنگ جنگاوری (سامورائی) ، شکل دیگری یافت و به دست انسانهای هوشمند و اساتید خردگرا ، در قالبی نو با تکیه بر معیارهای اخلاقی و فرهنگی کهن به عرضه درآمد.

روش اصلی و تاثیرگذار در بودو کلاسیک ، همان ذن بود ، مدیتیشن (مراقبه) برای تمرکز فکر و خالی ساختن ذهن از افکار اضافی ، بشکلی وسیع بکارگرفته می شد ، تقویت ضمیر ناخودآگاه ، هدف و غایت بود ، تمرنات طاقت فرسا و سخت (از جمله کاتا، که صور ترس و خطر در یک مبارزه واقعی را به نمایش می گذارد) توانایی خلق مدل های ذهنی و تجمیع نیروهای روانی ، به بند کشیدن احساسات و کنترل نیروهای مغز در کنار جسمی به غایت قوی و نیرومند از آن جمله بودند .

تسلط تکنیکی اولین قدم در راه دستیابی به نهایت هوشیاری ذهن ، بینش ، فراست و خودسازی درونی است .

بطور خلاصه : ((بودو ، تعریف دوباره بوجیتسو است ))

هدف بوجیتسو بکارگیری مهارت و تجربه برای کشتن حریفی جنگجو است . یعنی از نهایت قدرت جسم و روان در خونریزی و نابودی (خشونت) استفاده شود .

ولی اهداف بودو فرونشاندن خشم ، دوری از کشتار و سبوعیت ، بکارگیری فنون در دفاع شخصی و ارتقاء شان نفس و مرتبه کمال است . تاثیر تکنیکها و فنون مقامی ثانوی دارند . رفتار و رسوم (بوجیتسو) به سمت معیارهای انسانی ، تحول و بهبودی یافتند. ضرورت دفاع شخصی و پتانسیل مبارزه ، در ((بودو کلاسیک)) به شکل ادب و وقار اجتماعی ، شخصیت والا، احترام و تواضع ، زمینه ساز ظهور رشته های رزمی اولیه گردید . بوجیتسو ، کن جیتسو ، که بعدها مبدل به جودو ، کن دو و کاراته دو شدند .

منبع : کتاب راهی به نهایت حقیقت

/ 0 نظر / 9 بازدید